هەستەوە نازارە چاوشینەکەم...
هەستەوە
هەستەوە
هەستەوە
ئێش و دەردت بۆ من.
تۆ هەستەوە. پێبکەنە. بژی، ژیان چاوەڕێتە.
هەستەوە گیانم... هەستەوە.
برچسب: نویسنده: مهدی طاهری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 12:30
- دیروز جریمه شدم. این بدترین اتفاقی بود که توی این مدت میتونست اتفاق بیافته و افتاد. جریمه شدم و تمامِ مسیر رو گریه کردم.- بالاخره از چتر استفاده کردم و مجبور شدم باهاش کنار بیام و دوستش داشته باشم.
برچسب: نویسنده: مهدی طاهری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 12:30
غافِلی از حالِ دل، تَرسَم که این ویرانه را
دیگران بیصاحب اِنگارَند وُ تَعمیرَش کُنند
برچسب: نویسنده: مهدی طاهری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 12:30
باد میوَزَد
بَر پنجره میکوبَد
تاریک است
سَرد است
واقواقِ سگِ همسایه گوشخَراش است
تو نیستی
من نیستم
و جهان به طرزِ فجیعی، ما را گُم کردهست تا در تنهایی، بمانیم.
ماندیم.
برچسب: نویسنده: مهدی طاهری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 12:30